- Published on
معلولیت من، خواهرم رو هوشیار کرد
- Authors
“یادم میاد که وقتی به کف استخر برخورد کردم احساس کردم که روحم داره از بدنم جدا میشه. تو آب غوطهور بودم و نمیتونستم حرکت کنم. تمام شب رو مشروب خورده بودیم، به همین خاطر اولش دوستام فکر کردن دارم مسخره بازی در میارم. اما بالاخره از استخر آوردنم بیرون و روی زمین خوابوندنم. یکیشون دستم رو گرفت و من نمیتونستم چیزی احساس کنم. یه کم بعدش بیهوش شدم.وقتی تو بیمارستان به هوش اومدم اولین کسی که دیدم **خواهرم آلیا **بود.