- Published on
داستان هزینه تحصیل من در آمریکا
- Authors
“فکر میکردم درس خوندن تو آمریکا راحت باشه. وقتی دبیرستانی بودم تو یکی از کنفرانس های سازمان ملل شرکت کرده بودم، بنابراین ویزا داشتم. به پدرم التماس کردم اجازه بده بیام اینجا. بالاخره موافقت کرد و یه وام گرفت و باهاش برام یه بلیط هواپیما خرید. وقتی رسیدم فقط ۱۵۰ دلار داشتم و** رفتم مریلند تا با یه خانواده گامیبیایی زندگی کنم.** دوماه به کالج های مختلف سر زدم تا بتونم بورسیه تحصیلی پیدا کنم، اما اونها به کسی مثل من بورسیه نمیدادن. داشتم این حقیقت رو قبول میکردم که باید برگردم خونه. فقط یه کالج دیگه به اسم مونتگومری مونده بود که بهش سر نزده بودم. از اونجایی که زندگی میکردم با اتوبوس ۵ دقیقه فاصله داشت. وقتی رفتم اونجا فهمیدم یه کمک هزینه ی تحصیلی برای دانش آموزهای خارجی دارن. اما مهلت ثبت نام داشت تمام میشد و من مجبور بودم همون روز مدارکم رو تحویل بدم.