- Published on
حامی زندگی من دوستم بود
- Authors
“تو زندگی آدم بیمسئولیتی بودم. خیلی دزدی میکردم، تو مواد غرق شده بودم و به جایی رسیده بودم که هیچ امید و ایمانی نداشتم. در نهایت بخاطر تلاش برای خودکشی تو یه بیمارستان روانی بستری شدم. پدر و مادرم به عیادتم اومدن. هیچ وقت با هم تفاهم نداشتیم. اما** بهم گفتن: ‘بیا خونه و ما وانمود میکنیم هیچ اتفاقی نیفتاده.’** حرفِ آزاردهندهای بود اما هرنوع حمایتی آرومم میکرد و خیالم راحت میشد که یه حامی در زندگیم دارم.