- Published on
نامه ای که منتظرش بودم
- Authors
“ای کاش یه نامه برامون گذاشته بود. خواهرم راحته چون دلش نمیخواست بخونتش. میدونه چه چیزهایی ممکن بود توش نوشته باشه: ‘دوستت دارم، اوضاع روبراه میشه،’ و یه همچین چیزهایی.احتمالاً درست هم میگه. با این حال دوست داشتم مینوشت. دلم میخواست بدونم برای من چی مینوشت. دوست داشتم مینوشت: ‘کِلِر عزیز.’ شاید یه چیز متفاوتی برام مینوشت. یه نامه خاص برای من، دخترِ ورزشکارش.دبیرستان که بودم تو تیم واترپولوی اون بازی میکردم، و وقتی تو کالج تیم ‘فریزبی’ ما قهرمان شد، اولین نفر به اون زنگ زدم. سر هر موضوعی باهاش تماس میگرفتم. خیلی از دوست هام از باباهشون متنفر بودن و حاضر نبودن باهاشون وقت بگذرونن. دلم براشون میسوخت.** اما اونها هنوز باباهای احمقشون رو دارن ولی من ندارم. **