- Published on
ازدواج باشکوه ما
- Authors
“یه بار قبلاً ازدواج کرده بودم. یه جشن سیصد نفره تو یه کلیسای بزرگ کاتولیک، با یه لباس زیبای ۱۴۰۰ دلاری. مثل قصههای شاه پریان و به نظرم بینقص بود. اما بعد از یکسال همه چیز شروع به از هم پاشیدن کرد. همسرم به شدت ازم ایراد میگرفت و من بیشتر و بیشتر مطیعش میشدم. یکسال از ازدواجمون گذشته بود که بهم گفت با یه نفر رابطه داره. ناگهان پرت شدم سر جای اولم، قرار گذاشتن و اینجور چیزها. با خودم گفتم: ‘وای نه، دوباره نه.’ اما چند سال بعد تو یه اپلیکیشن با ‘تایلر‘ آشنا شدم، و همه چیز تغییر کرد. اون بخشهایی از وجود من رو پذیرفت که قبلاً طرد شده بود. چیزهای الکی و سطحی مثل برنامههای تلویزیونی، فیلمها و گروههای موسیقی. مثلاً اگر میخواستم پیش دکتری برم که تبلیغش رو روی ماشینم پیدا کردم، تایلر بهم ایرادی نمیگرفت.